توسعه فردی(یادداشت‌ها و تجربیات یک معلم)

هنر پاسخ‌گویی

همسرم فرهاد، خبر آورد که همسر خواهرش فرشته، مسعود خان پایش شکسته. با خانواده‌ی برادر فرهاد قرار گذاشتیم شب بعد برای عیادت او برویم. آن شب علاوه برما، خانواده برادر مسعود به اتفاق مادرشان هم بودند. پای مسعود خان از دو جا شکسته بود و خطر بزرگی را پشت سر گذاشته بود. محفل خوبی بود و همه سعی می‌کردند برای روحیه دادن به مسعود خان جَو را شاد نگه دارند.
بعد از گفتن کلی لطیفه و خاطره، فرهاد سوالی از جمع پرسید که:

“بهترین روز زندگی هر کس چه روزی بوده است”؟
یکی‌یکی گفتند. یکی تولد فرزندش را گفت و یکی خرید خانه‌اش را و آن یکی هم سفرش به هندوستان را و خلاصه هر کسی دلیلی برای بهترین روز زندگی‌اش آورد.

در آخر سوال را از مادر پیر آقا مسعود پرسیدند. پیرزن با خنده‌ای دلنشین گفت: همین الان بهترین لحظه عمرم است. روزهای خوب یا بدِ گذشته از دست رفته، دلیلی برای فکرکردن به آنها ندارم. اینک که سلامت در کنار شما نشستم بهترین لحظه است که باید قدر بدانم.
راستی چقدر زیبا فکر می‌کرد. هنر تفکر و پاسخگویی‌اش را پسندیدم .

۹۶/۱۱/۳۰

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط