نجنگ، بیاموز

نجنگ، بیاموز

نمی‌دانم بحث‌شان بر سر چه بود اما وقتی از کنارشان رد شدم یکی به آن‌ دیگری که در حال گریه بود می‌گفت:
اگر ضعفت را به گردن دیگری بیندازی، خودت توی خانه می‌مانی و او کلیددار می‌شود.
مهارت زندگی یعنی یاد بگیری همین امروز، خودت سقف خانه‌ات را تعمیر کنی نه اینکه منتظر بمانی ببینی سقف همسایه چه شکلی تعمیر می‌شود.
دوست داشتم باز هم بشنوم اما آن‌ها گذشتند.
و من متنی را که به‌تازگی خوانده بودم با خودم ادامه دادم:
راه تو از میان کاستی‌های خودت می‌گذرد.
آموختن مهارت زندگی یعنی به‌جای آن‌که یاد بگیری چطور طرف مقابلت را بشکنی یاد بگیری چطور خودت را از نو بسازی.
رود از سنگ نمی‌گذرد که با آن بجنگد، از کنارش می‌رود، می‌پیچد و ادامه می‌دهد. در این گذر سنگ می‌ماند و رود به دریا می‌رسد.
تو هم سنگ نباش. رود باش. نرم، پیگیر، و همیشه جاری.

قوی‌ترین تو آنی نیست که حریف را زمین می‌زند، بلکه آن است که هر روز یک پله از دیروزش بالاتر می‌رود.

افسانه امام‌جمعه  ۴۰۵/۵/۲۶

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط