آهسته قدم بردار

آهسته قدم بردار

روی پیشخوان داروخانه نوشته‌ای توجه‌ام را جلب کرد:

” آهسته باید زندگی را چشید.
آهسته باید آن را نوشید.
زندگی را نمی‌توان لاجرعه سر کشید.
زندگی را نمی‌توان بی‌درنگ بلعید.
مزه‌اش از دست می‌رود.”

چه حقیقت ملموسی.
زندگی جریانی آرام است، نه مسابقه‌ای شتابان و
نه یک مسابقه دوی سرعت، که یک پیاده‌روی آرام در یک باغ پر گل است.
چشیدن زندگی به معنای درنگ کردن در جزئیات است. به یک فنجان چای داغ نگاه کردن و عطر خوش آن را با تمام وجود استشمام کردن، نه فقط برای رفع تشنگی، بلکه برای لذت بردن از گرمای آرامش‌بخشش.
هر لحظه، هر رویداد، هر لبخند و هر اشک، قطعه‌ای ارزشمند از پازل هستی ماست که اگر با سرعت از کنارش عبور کنیم، تصویر کلی زندگی‌مان ناقص و بی‌رنگ خواهد ماند. این همان اتفاقی است که وقتی عجله می‌کنیم رخ می‌دهد.
مزه واقعی زندگی در جزئیات کوچک است. در فرصت‌هایی که به خود می‌دهیم تا مکث کنیم، نفس بکشیم و از زیبایی‌های اطراف‌مان لذت ببریم.

جایی که می‌توانیم بایستیم، رنگ‌های بی‌شمار را تحسین کنیم و حتی از خار کوچک کنار گل رز نیز درسی بیاموزیم.
عجله، حواس ما را از این گنجینه‌های کوچک دور می‌کند و ما را به موجوداتی تبدیل می‌کند که فقط به دنبال رسیدن به مقصد هستیم، غافل از اینکه زیبایی واقعی در مسیر است.

گرمای یک نگاه دوستانه را نمی‌توان لاجرعه سرکشید.

افسانه امام‌جمعه  ۴۰۴/۶/۲۳

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط