
سفر سبکباری
سفر سبکباری اندوه به گلو که میرسد بغض میشود. به چشم که میرسد اشک میشود. به قلب که میرسد درد میشود. به قلم که میرسد

آنجا که نگاهها خیره ماند
آنجا که نگاهها خیره ماند هنوز هم افکارم معلق است و ذهنم پا در هوا. امروز وقتی شاهد آن بودم که مردی زنش را با

آبی که ریخت
آبی که ریخت سرش را به پشتی مبل تکیه داد و اشکهایش جاری شد. از حرف سرد و البته نابجایی که به دلش نشسته، آشفته

وقتی که طبیعت خود را به رخ میکشد
وقتی که طبیعت خود را به رخ میکشد سنگ گفت: نمیدانم چرا دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. آب گفت: اما به نظرم مدتیست آب

مسیر مقدس
بسم الله الرحمن الرحیم گاهی در مسیر بیداری، لازم نیست چیزی را تغییر دهیم. کافیست ببینیم، بیآنکه قضاوت کنیم. هرگاه قضاوت را کنار میگذاری، چیزی

خوب نباش، واقعی باش
خوب نباش، واقعی باش خوب نباش. چون خوب بودن اغلب لباسی است که دیگران برایت دوختهاند تا اندازهشان شوی. خوب بودن یعنی همیشه لبخند بزنی

عادت
عادت چند باریست که آزمایشها عدد خوبی را برای کلسترول و تریگلیسیرید نشان نمیدهند. میدانم که باید رژیم غذایی را تغییر دهم. میدانم که خامه

وقتی که طبیعت خود را به رخ میکشد
وقتی که طبیعت خود را به رخ میکشد سنگ گفت: نمیدانم چرا دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. آب گفت: اما به نظرم مدتیست آب

راه تو کدام است
راه تو کدام است مسیر زندگی هر کسی داستان خودش را دارد. وقتی درک کنیم که مسیر زندگی هر شخصی با دیگری متفاوت است سبکبالتر
آخرین نظرات: