نوشته‌های من
نوشته‌های من

آبی که ریخت

آبی که ریخت سرش را به پشتی مبل تکیه داد و اشک‌هایش جاری شد. از حرف سرد و البته نابجایی که به دلش نشسته، آشفته

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

خوب نباش، واقعی باش

خوب نباش، واقعی باش خوب نباش. چون خوب بودن اغلب لباسی است که دیگران برایت دوخته‌اند تا اندازه‌شان شوی. خوب بودن یعنی همیشه لبخند بزنی

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

عادت

عادت چند باری‌ست که آزمایش‌ها عدد خوبی را برای کلسترول و تری‌گلیسیرید نشان نمی‌دهند. می‌دانم که باید رژیم غذایی را تغییر دهم. می‌دانم که خامه

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

نجنگ، بیاموز

نجنگ، بیاموز نمی‌دانم بحث‌شان بر سر چه بود اما وقتی از کنارشان رد شدم یکی به آن‌ دیگری که در حال گریه بود می‌گفت: اگر

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

من پشیمان نیستم

من پشیمان نیستم من پشیمان نیستم که اشتباه کردم، چون بدون آن‌ها، امروز کسی نبودم که هستم. من پشیمان نیستم که شکست خوردم. شکست‌های من،

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

با درد می‌روی یا با درک

با درد می‌روی یا با درک ما آدم‌ها استاد گره‌زدن بند کفش‌هامان به پای خودمان هستیم و بعد در همان وضعیت، حیران این می‌مانیم که

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

نور

نور نوری که از خودخواهی پاک است از صلح لبریز و از تردید بی‌خبر دستی‌ست که در تاریکی راه می‌گشاید و قدرتی‌ست که در سکوت

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

وقتی نمکدان شکست

وقتی نمکدان شکست نمکدان که نقش بر زمین شد، سکوت آشپزخانه شکست. خرده‌های بلور روی سرامیک پخش شدند و من ماندم و یک مشت نمک

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

بازگشت مجدد

بازگشت مجدد میان سکوت پنج ماهه و غوغای آن چهل روزِ سخت، قلم من بازمانده بود. این سایت، بیشتر آرشیو من است و آرشیو، نیاز

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

قشنگ‌ترین اشتباه من اشتباهاتم بود

قشنگ‌ترین اشتباه من اشتباهاتم بود همیشه می‌گویند انسان از اشتباهاتش درس می‌گیرد. و واقعاً گاهی به‌اندازه‌ی یک رشته تحصیلی از دانشگاه زندگی مدرک “تجربه” می‌گیریم.

ادامه مطلب »