نوشته‌های من
نوشته‌های من

دل نوشته

می‌دانم می‌دانم که با بقیه فرق دارم… از متفاوت بودن نمی‌ترسم. می‌دانم که از هیچ‌کس نه بالاترم نه پایین‌تر… خودم را اینگونه دوست دارم. می‌دانم

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دل‌نوشته(چه زود دیر می‌شود)

چه زود دیر می‌شود تنم بوی نا گرفته و مفاصلم صدای لولای زنگ‌زده‌ای می‌دهد که در انتظار روغنی برای نرم‌شدن است. چهره‌ام درحال تکیده شدن

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دل‌نوشته

کلمه‌ها چه می‌کنند بی حوصلگی معترض است و بی‌شکیبی نقاد. سکوت باوقار است و آشفتگی بی‌قرار. عفوها پر از بزرگی‌اند و کینه‌ها توخالی. باورها نخ

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

یک یادداشت

تلنگر همه باید حداقل یک‌بار این نوشته‌ی پریسا زابلی پور رو بخونن؛ ما آدم‌ها خوب بلدیم بعد از شنیدن داستان زندگی دیگران در دلمان بگوییم:

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دل‌نوشته

صبحگاه نمی‌دانم پرنده،صبح را بیدار می‌کند یا صبح پرنده را. اما می‌دانم روز با پرنده‌ی صبح می‌آغازد. نور می‌پاشد، سپاس می‌گوید و مرا بیدار می‌کند.

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دل‌نوشته

پاکسازی خدایا متاسفم از اینکه گاهی بنده‌ای می‌شوم سرکش و یاغی گاهی بنده‌ای می‌شوم پر‌آشوب و پراضطراب. گاهی آنی می‌شوم که در درونم غوغای وسوسه‌های

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دل‌نوشته

      گلایه آسمان مگر گوش‌هایت کر است و صدای ناله روزگار را نمی‌شنوی؟ آسمان مگر چشمانت کور است و بی‌عدالتی‌ها و نامردمی‌ها را

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

درباره من

افسانه من هرچند در شناسنامه بعنوان زهرا نام گرفته‌ام اما همه مرا با نام افسانه می‌شناسند. مدرک کارشناسی دارم و استخدام آموزش و پرورش هستم.

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

یادداشت روزانه(پیوند)

پیوند اسم پیوند را که می‌شنویم در وهله اول شاید به‌یاد پیوند زناشویی می‌افتیم و یا پیوند رفاقت و برادری. اگرکمی هم بخواهیم علمی نگاه

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دل‌نوشته

پندارها مگر می‌شود دلتنگ بود و نَگریست مگر می‌شود دوست داشت و نخواست مگر می‌شود ثابت قدم بود و نایستاد مگر می‌شود سالک بود و

ادامه مطلب »