نوشته‌های من
نوشته‌های من

دلتو بزن به دریا

دلتو بزن به دریا به دریا نگاه می‌کنم. آرام‌ است و صاف. من همین حوالی را می‌بینم. آن دورها چه خبرست؟ نمی‌دانم. چند تکه خرده

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

کدام دروغ می‌گویند

کدام دروغ می‌گویند “‏‌گیج‌کننده‌ترین اقدامی که علیه خویش می‌توانیم بکنیم، این است که بکوشیم قلب‌مان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان می‌داند یک دروغ

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

امتحان روز

امتحان امروز: با یک تعریف، تاریکی را روشن کن تاریکی نمی‌تواند فقط نبود نور باشد. خودش یک‌ نوع حضور است، حضوری پر از سکوت. حضوری

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

بوی گندم مال من

بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو* بو، چیزی‌ست میان ماده و خیال. نه کاملاً در جهان بیرون است و نه کاملاً در

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

به تنظیمات آدم‌ها دست نزن

به تنظیمات آدم‌ها دست نزن گاهی ما فکر می‌کنیم نقش‌مان در زندگی دیگران آپدیت‌کردن آن‌هاست. ما انسان‌ها ظاهراً یک علاقه‌ی عجیبی داریم که تا یکی

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

از مرگ بنویس

وقتی دوریس دوموریه دعوت به نوشتن از مرگ می‌کند نمی‌دانم مرگ، پایان است یا آغاز. شاید نقطه‌ای‌ست در امتداد خطی بی‌انتها. او دشمن زندگی نیست،

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

هنر ظریف بی‌خیالی

هنر ظریف بی‌خیالی* گاهی بیش از حد آدم بودن تاوان سنگینی دارد. مثلاً وقتی همه با زیرکی از موقعیت خودشون یا از آب گل‌آلود، ماهی

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

صبر و انتظار

صبر بهتر است یا انتظار شاید بیشتر مشکلات ما از صبور نبودن ماست. بزرگترین اشتباه ما این است که گمان می‌کنیم صبر همان انتظار است.

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

یک معلم نمونه

یک معلم نمونه تلویزیون را که روشن می‌کنی، همه‌ی اعتمادبه‌نفس نداشته‌ات شروع به پخش‌شدن می‌کند. مجری با صدای رسا می‌گوید: «با این برنامه‌ زندگی‌شما تغییر

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

جزیره‌ای به اسم آشپزخانه

دیشب مثل هرشب جزیره اومد سراغم* دیشب مثل هر شب، در آن لحظه‌ی سکوت دلپذیر پس از هیاهوی روز، ندایی فیلسوفانه از اعماق وجودم برخاست

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

هرگزها

هرگز با بعضی هرگزها دمخور نشو هرگز اجازه نده سایه دیروز، نور امروزت را خاموش کند. هرگز با دهان پر از خشم، سخن مگو. هرگز

ادامه مطلب »