فرش قرمزی برای خودمان

فرش قرمزی برای خودمان

دختر همسایه با فروتنی می‌گفت:
من توقع ندارم احترامی که می‌گذارم عیناً به من بازگردد، یا هر خوبی با خوبی مطلق پاسخ داده شود. گاهی اوقات نادانی یا گرفتاری‌های درونی افراد، واکنش‌های‌شان را تغییر می‌دهد.
من توقع ندارم که همه چیز طبق برنامه پیش برود و هر رفتاری یک بازخورد متقارن داشته باشد یا هرکسی که برایش وقت می‌گذارم، او هم برای من وقت داشته باشد. هرکسی اولویت‌ها و مشغله‌های خاص خود را دارد.

چه آدم کم‌توقعی!

هرچند من هم توقع ندارم وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوم، پرنده‌ها برایم صبحانه بیاورند یا سنجاب‌ها لباس‌هایم را اتو کنند. توقع ندارم هر بار که چای دم می‌کنم، قوری برایم آواز بخواند یا فنجان با حرکت موزون خودش را پر کند.

اما فکر می‌کنم
اتفاقاً باید توقع داشته باشیم

توقع داشته باشیم احترامی که می‌گذاریم به ما برگردد.
توقع داشته باشیم جوری که لایق‌مان هست با ما رفتار شود.
توقع داشته باشیم جواب خوبی‌های‌مان را با خوبی بدهند.

چرا توقع نداشته باشیم وقتی کلید را داخل قفل می‌چرخانیم و وارد خانه می‌شویم در و دیوار نگویند: «افتخار می‌کنیم میزبان شما هستیم.»😉

افسانه امام‌جمعه  ۴۰۴/۷/۷

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط