آبان خشک مظلوم

آبان خشک مظلوم

آبان آمد، بی‌سروصدا
با ابرهایی که بیشتر حالتِ آرشیو دارند
تا بارش.

کفش‌ها تمیزند
چترها خاک می‌خورند در انباری
و صدای مجریان هواشناسی
هر روز به گوش می‌رسد:
«قرار بود ببارد، ولی فعلاً جلسه لغو شده.»

باغچه‌ها زیر لب می‌گویند:
آبان جان، کمی نرم‌تر باش
ما از تشنگی هلاکیم.

ابرها در آسمان قدم می‌زنند
نگاهی می‌کنند
و می‌روند.

آبان بی‌باران
با ریشخند ملایمش
دل ما را می‌سوزاند
بدون یک قطره آب.

افسانه امام‌جمعه ۴۰۴/۸/۲۰

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط