به تنظیمات آدمها دست نزن
گاهی ما فکر میکنیم نقشمان در زندگی دیگران آپدیتکردن آنهاست.
ما انسانها ظاهراً یک علاقهی عجیبی داریم که تا یکی را میبینیم، فوراً احساس مهندسی وجود میکنیم.
طرف نفس میکشد، ما با دقت نگاه میکنیم و میگوییم:
«اگه یه کم، کمتر نفس بکشی، خیلی بهتر میشی.»
شاید خودمان تا دیروز بلد نبودیم تلگرام را بدون فیلترشکن باز کنیم، اما متخصص تغییر حالت و طبیعت انسان میشویم.
طرف با صداقت حرف میزند، میگوییم:
«یاد بگیر سیاستمدار باشی.»
و اگر سیاستمدار است، میگوییم:
«آدم باش. صادق باش.»
خلاصه، هر کسی هرطور باشد، نسخهی پیشنهادی ما برایش آماده است.
کافکا اما از دور نگاه میکرد و احتمالاً در دلش میگفت:
«ای بشر، این آدمها که میخواهی عوضشان کنی، مثل ساعت نیستند که عقربهشان را جلو و عقب ببری. اگر زیاد دستشان بزنی، زمانشان را از کار میاندازی.»
چرا میکوشیم آدمها را تغییر دهیم؟ این درست نیست.
آدم باید یا دیگران را همانطور که هستند بپذیرد، یا همانطور که هستند بهحال خودشان بگذارد.
هیچکس نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم میزند.
چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیز دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یک سویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی کشیده میشود.
نامه به فلیسه – فرانتس کافکا
افسانه امامجمعه ۴۰۴/۸/۲۱
آخرین نظرات: