نسخهی نهایی تمامِ دردهای بشر
امروز در یک دورهمی دوستانه، به صحبت در مورد هوش ثروتساز رسیدیم و از پس آن به دورههای آموزشی روانشناسی پول.
شاید همیشه دربارهی نقش پول در زندگی، در موفقیت یا شاد بودن شنیده بودم اما در مورد رابطه برقرار کردن با پول کمتر شنیده بودم. راهی که حتی به درمانگری با آن هم رسیدهاند. امروزه یکی از موثرترین شیوههای روان درمانی را پولدرمانی میدانند.
پس دیگر نیازی به ماهها تحلیل ناخودآگاه یا یافتن ریشهی ضربههای کودکی و آسیب کودک درون نیست؟
درمان مدرن، نسخهای ساده و سرراست دارد:
money trapy
این شی مقدس و کاغذی، بزرگترین معجزهگر است. اگر شبها کابوس میبینید، پول آن را به یک خواب راحت تبدیل میکند (البته اگر توان خرید تشک طبی مناسب را داشته باشید).
اگر افسردهاید، پول به شما انگیزهی خرید میدهد و انگیزه، چیزی نیست جز یک ضدافسردگی قوی و کوتاهمدت با بستهبندی شکیل.
مشکل اصلی، در اینجا خودِ پول نیست بلکه قانون بقای آن است.
پول مانند یک عشق قدیمی است. وقتی در دست داری، اهمیتی نمیدهی. دائم از آن گلهمند هستی و فکر میکنی کاش کمتر بود تا بیشتر روی «معنویت» تمرکز میکردی. اما بهمحض آنکه از دستش میدهی، تازه میفهمی چقدر زندگیات بیمعنی شده است. چرا که در پایان هر چیز یا هر کاری به یک سوال واحد میرسی:
«هزینهاش چقدر است؟»
پولدرمانی، این حقیقت تلخ را به یک لبخند طنزآمیز تبدیل میکند که:
تمام مشکلات ما قابل حل هستند، فقط تا زمانی که موجودی حسابمان اجازه دهد. اگر باز هم مشکل حل نشد، حتماً مشکل از مقدار پول بوده، نه از خودِ درمان یا درمانگر.
نفهمیدم صحبتهای دوستان به کجا کشیدهشد، اما من وقتی از آن افکار ابرگونهی بالای سرم بیرون آمدم چاییام یخ کرده بود.
حیف از پولی که بابتش دادهبودم.
افسانه امامجمعه ۴۰۴/۱۰/۱۶



آخرین نظرات: