خورشید سیاه

خورشید سیاه

کودکی با مداد رنگی‌هایش در حال کشیدن نقاشی بود.
درختان سرو سبز زیبایی کشید.
در کنارش جوی آبی روان.
آسمان را آبی کشید. خورشید را اما سیاه.
از او پرسیدند: این چیست که در آسمان به این زیبایی کشیده‌ای؟
گفت: می‌دانم رنگ خورشید چیست. این‌گونه کشیده‌ام تا صورت پدر را نسوزاند. او هر روز در مزرعه کار می‌کند.

پ.ن: براساس شعری از مقسومی

افسانه امام‌جمعه  ۴۰۴/۵/۱۰

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط