لباس‌های منتظر

لباس‌های منتظر

بند رخت خانه‌ی همسایه
خطی بی‌صدا در سکوت ایوان
خطی افقی
که زمان را
در لحظه‌ی آویختگی
متوقف کرده است

پیراهن‌ها
دستان‌شان را گشوده‌اند
که به آغوش باد پناه ببرند
میان گذشته‌ی خیس
و آینده‌ی خشک و سبک

و دامن گلداری
که باد گل‌هایش را
مثل پروانه‌ها
به پرواز در می‌آورد

و جوراب‌های کوچک رنگین
خسته از فریادهای بازی‌های رفته

خورشید
بوسه‌ی گرمش را می‌گذارد
بر شانه‌های خیس لباس‌ها

آن‌جا
مرز میان تر و خشک زندگی است
لباس‌هایی که منتظرند
برای بازگشت به تن
و چرخش دوباره‌ی زندگی

افسانه امام‌جمعه  ۴۰۴/۷/۱۲

به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط