شعر
شعر

خانه‌ی شبانه

خانه‌ی شبانه در انتهای روز به‌ظاهر خانه آرام است، اما در هر گوشه‌ای از آن هنوز چیزی ادامه دارد. صندلی، حافظ خستگی‌هاست. وزن آدم‌ها را

ادامه مطلب »
شعر

ویترین زندگی

ویترین زندگی کیف پوست‌ماری پشت ویترین ماری‌ست که روی شن‌های کویر می‌خزید. مرد سیگارش را روشن کرد چوب کبریت تازه از جنگل آمده بود. صندلی

ادامه مطلب »
شعر

آبان خشک مظلوم

آبان خشک مظلوم آبان آمد، بی‌سروصدا با ابرهایی که بیشتر حالتِ آرشیو دارند تا بارش. کفش‌ها تمیزند چترها خاک می‌خورند در انباری و صدای مجریان

ادامه مطلب »
شعر

لباس‌های منتظر

لباس‌های منتظر بند رخت خانه‌ی همسایه خطی بی‌صدا در سکوت ایوان خطی افقی که زمان را در لحظه‌ی آویختگی متوقف کرده است پیراهن‌ها دستان‌شان را

ادامه مطلب »
شعر

درددل

درددل گاهی که زندگی در گلویم گیر می‌کند و دستی نیست تا بر پشتم بزند، می‌دانم که باید گذشته تلخ سنگین را بالا آورم.  

ادامه مطلب »
شعر

امان از گاه‌ها

امان از گاه‌ها گاهی چه سخت روزها شب می‌شود گاهی به چشم‌برهم‌زدنی صبح می‌شود گاهی چه سخت خنده با تو یار می‌شود گاهی شادی دم‌به‌دم

ادامه مطلب »
شعر

شعر

در رگ یک کلمه خون یک اتفاق جاری بود گل بابونه دم کردم تا به احساس لطافت برسد   افسانه امام‌جمعه   ۴۰۳/۸/۱۳

ادامه مطلب »
شعر

شعر

  باغبان گردوها را شماره می‌کرد و درخت چوب‌هایی که به تنش می‌خورد را   افسانه امام‌جمعه   ۴۰۳/۷/۲۹

ادامه مطلب »
شعر

دلتنگ

  دلتنگ غروب غم انگیز نیست بی‌نَفَس است ساعت‌ها پشت پرده خورشید منتظر شب مانده دلش برای ماه تنگ است اما هنوز حرفی نگفته با

ادامه مطلب »
شعر

پرواز پروانه

  پرواز پروانه پایانِ پروانه پرواز است پایانِ پروانه پایان نیست آغاز است پرواز، پایان پروانه نیست پروانه پایان ندارد پروانه شعر پرواز می‌سراید پروانه‌گی

ادامه مطلب »
شعر

آشفته

  آشفته در زمزمه‌ی یک قصه آشفته و فراموشی یک راز نهفته چه کسی گوش سپارد به غمی جانانه چه کسی لمس کند این ملال

ادامه مطلب »
شعر

کوچه

  کوچه گلدان کنار حوض حیاط خالی است. از گل‌های چارقدت گلی می‌چینم و در گلدان می‌کارم. تا هق‌هق برگ‌ها بیفتد. تا خاطرت همیشه برایم

ادامه مطلب »