نوشته‌های من
نوشته‌های من

قشنگ‌ترین اشتباه من اشتباهاتم بود

قشنگ‌ترین اشتباه من اشتباهاتم بود همیشه می‌گویند انسان از اشتباهاتش درس می‌گیرد. و واقعاً گاهی به‌اندازه‌ی یک رشته تحصیلی از دانشگاه زندگی مدرک “تجربه” می‌گیریم.

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

چقدر منعطف‌ایم دیروز متن زیبایی در مورد انعطاف‌پذیری از یکی از دوستان خواندم که مرا به فکر فرو برد، چرا که خودم را در متن

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

سُک‌سُک یادت نره

سُک‌سُک یادت نره کوچه‌ها بوی خاکِ خیس می‌دادند. صدای خنده‌های کودکانه، از دیوارها بالا می‌رفت تا به آسمان برسد. ما، آن‌وقت‌ها پادشاهانی بودیم بی‌تاج و

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

غریبگی در آستانه خانه

غریبگی در آستانه خانه دیروز که مادرم، بانوی تمام سال‌های زندگی‌ام، با صدایی که میان غبار حافظه می‌لغزید، مرا صدا زد، قلبم در سینه‌ام یخ

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دلتو بزن به دریا

دلتو بزن به دریا به دریا نگاه می‌کنم. آرام‌ است و صاف. من همین حوالی را می‌بینم. آن دورها چه خبرست؟ نمی‌دانم. چند تکه خرده

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

کدام دروغ می‌گویند

کدام دروغ می‌گویند “‏‌گیج‌کننده‌ترین اقدامی که علیه خویش می‌توانیم بکنیم، این است که بکوشیم قلب‌مان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان می‌داند یک دروغ

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

امتحان روز

امتحان امروز: با یک تعریف، تاریکی را روشن کن تاریکی نمی‌تواند فقط نبود نور باشد. خودش یک‌ نوع حضور است، حضوری پر از سکوت. حضوری

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

بوی گندم مال من

بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو* بو، چیزی‌ست میان ماده و خیال. نه کاملاً در جهان بیرون است و نه کاملاً در

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

به تنظیمات آدم‌ها دست نزن

به تنظیمات آدم‌ها دست نزن گاهی ما فکر می‌کنیم نقش‌مان در زندگی دیگران آپدیت‌کردن آن‌هاست. ما انسان‌ها ظاهراً یک علاقه‌ی عجیبی داریم که تا یکی

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

از مرگ بنویس

وقتی دوریس دوموریه دعوت به نوشتن از مرگ می‌کند نمی‌دانم مرگ، پایان است یا آغاز. شاید نقطه‌ای‌ست در امتداد خطی بی‌انتها. او دشمن زندگی نیست،

ادامه مطلب »