نوشته‌های من
نوشته‌های من

تو می‌گی من اونو کشتم

  برداشتی از داستان کوتاه: تو میگی من اونو کشتم نویسنده: احمد غلامی جنگ بود و ما هیچ کدام نمی‌دانستیم جنگ تا کجا بد است.

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

آشنایی با یک نویسنده

  بیمار خندان وارد درمانگاه شدم. شلوغ بود. هر کسی در انتظار پزشکی خاص بود. هنوز دکتر من نیامده بود. اولین نفر بودم. در صف

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

تبریک سال نو

دختر پا به ماه بهار آمده تا گلریزانش را بیاغازد. نسیم، پیراهن زمین را می‌تکاند و شکوفه‌های رنگین را نثار درختان می‌کند. نوروز می‌آید تا

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

بیزاری

بیزاری من بیزارم از افکاری که همهمه می‌کند. من بیزارم از ذهنی که در اثر پرگویی خودش را بالا می‌آورد. من بیزارم از کسی که

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

افسانه مادر

  افسانه مادر می‌شنیدم که می‌خواند: سرمو بگیر تو دامنت قربون بوی پیرهنت دنیا رو می‌خواستی برام عمرتو گذاشتی به‌پام و من با خود اندیشیدم:

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دانسته‌های من

می‌دانم می‌دانم که با بقیه فرق دارم… از متفاوت بودن نمی‌ترسم. می‌دانم که از هیچ‌کس نه بالاترم نه پایین‌تر… خودم را اینگونه دوست دارم. می‌دانم

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

مراقب لحظه‌هایت باش

چه زود دیر می‌شود تنم بوی نا گرفته و مفاصلم صدای لولای زنگ‌زده‌ای می‌دهد که در انتظار روغنی برای نرم‌شدن است. چهره‌ام درحال تکیده شدن

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

کلمه‌ها چه می‌کنند

کلمه‌ها چه می‌کنند بی حوصلگی معترض است و بی‌شکیبی نقاد. سکوت باوقار است و آشفتگی بی‌قرار. عفوها پر از بزرگی‌اند و کینه‌ها توخالی. باورها نخ

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

من و صبح

صبحگاه نمی‌دانم پرنده،صبح را بیدار می‌کند یا صبح پرنده را. اما می‌دانم روز با پرنده‌ی صبح می‌آغازد. نور می‌پاشد، سپاس می‌گوید و مرا بیدار می‌کند.

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

ازها

از موی سپید شانه را برداشتم و در برابر آیئنه ایستادم. موهایم که شانه می‌شود غم‌ها به خواب می‌روند و از چشمم طنین تماشا برمی‌خیزد.

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

هواپونوپونو

پاکسازی خدایا متاسفم از اینکه گاهی بنده‌ای می‌شوم سرکش و یاغی گاهی بنده‌ای می‌شوم پر‌آشوب و پراضطراب. گاهی آنی می‌شوم که در درونم غوغای وسوسه‌های

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

گلایه

      گلایه آسمان مگر گوش‌هایت کر است و صدای ناله روزگار را نمی‌شنوی؟ آسمان مگر چشمانت کور است و بی‌عدالتی‌ها و نامردمی‌ها را

ادامه مطلب »