
من و چخوف
اندک مزاحی با جناب چخوف نمایشنامه باغ آلبالوی چخوف را که خواندم حوصلهام سر رفت. قرار گذاشتم که دیگر سراغ نمایشنامههای او نروم. هر بار

اثر کلمات
مراقب اثر کلمات باشید روانشناسی، افراد جوانی را در معرض کلماتی مانند ناتوان، انعطافناپذیر، پا درد و خستگی قرار داد. وجه مشترک کلمات این بود

از دوغ نگو
از دوغ نگو نگو نگو… شب که همه میخوابند و روز دست از سرم برمیدارد افکارم تازه شروع به جوانهزدن میکند. من میمانم و همهی

خودت را ببین
جوجه اردک زشتی یا قوی زیبا شاید روزی همه چیز عوض شود. شاید روزی سگی خیانت را حراج کند. روزی گربهای برای موشها کیک پنیر

طعم واژه
طعم واژه واژهها گاهی سرد و سنگیناند گاه ترد و شکننده. گاهی زود در دهان آب میشوند گاه دهانت را آب میاندازند. گاهی باید خوب

ارتباط واقعی
با کی از چی حرف میزنی «چهقدر تعداد مکالماتی که روح درشان حضور ندارد، زیاد است.»* در حقیقت این جمله انتقادیست به مکالماتی که در

مثلث برمودا
مثلثی رقیب مثلث برمودا همیشه در مورد مثلث برمودا شنیده بودم. سهگوش رازآلودی که در اقیانوس اطلس حوادث مرموز تکرار شوندهای را در خود جا

یادداشت روز
بیخیال سن اینو نگیم چی بگیم سن ما تعداد دفعاتی است که به دور خورشید چرخیدهایم و دفعات بیشتری که در لکنت ساعتها به دور

تازه یا پلاسیده
کدو تنبل هستیم یا سبزی خوردن پا که به فروشگاه ترهبار گذاشت عطر و بوی میوهها و سبزیجات تا عمق جانش خزید. میوههای پاییزی مثل
آخرین نظرات: