
مسیر شخصی
سهشنبه ۴ اردیبهشت امروز هوای تهران بارانی بود. از پیادهروی جا ماندم. شاید لذت پیاده رفتن در باران خیلی بیشتر از هوای عادی باشد،

داستان کوتاه
داستان روز امروز اولین کاری که بعد از بیداری کردم خواندن داستان کوتاهی از آیزاک باشویس سینگر با نام دیدار دوباره مربوط به دوره

یادداشتها و تجربیات یک معلم ۱
یک نامه آموزنده ♦به پسرم بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. ♦میدانم که وقت میگیرد، اما به او بیاموزید که اگر با

جان بیباد
جانِ بیباد هوس کشک و بادمجان کرده بودم. چند بادمجان را که روز قبل خریدهبودم پوست کندم و بعد از حمام آب و نمک، خشکشان

لحظههای ناب
بیست و سوم فروردین ۴۰۳ امروز در تنهایی چشم گشودم در یک سکوت محض زیبا در یک شروع شادمانه در صبح ۲۳ فروردین ماه

اعتماد به نفس ۷
اعتماد به نفس و توسعه فردی ۷ (آنچه بر من گذشت) از این میگذرم که در این دوره کلاسها، در مورد خلقت و نظام هدفمند

یادداشت روز( زندگی ما در ضربالمثل)
زندگی ما در ضرب المثل بفهمی نفهمی کلهی روزگارمان بوی قورمه سبزی میدهد؛ اما آش کشک خاله است که بخوریم و نخوریم پایمان افتاده. از

اعتماد به نفس ۶
اعتماد به نفس و توسعه فردی ۶ (آنچه بر من گذشت) بعد از گذشت حدود ۳۰ سال از زندگی پر از ترس من، با ورود
آخرین نظرات: