جدیدترین مطالب
داستانک‌

کودک کار

کودک کار با تنی خسته کنار میدان با چشمانی منتظر آفتاب خوب سوزانده بودش. تکلیف روز در چشمانش پیدا نبود. بیکاری دست‌هایش را در جیب

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

رویش خاکی

رویش خاکی وابستگی‌ها و دلبستگی‌ها مانع رشد و پیشرفت هستند. باید رهایشان کرد که کلید قدرت و توانمندی در رها کردن تعلقات است. مگر نه

ادامه مطلب »
داستانک‌

خورشید سیاه

خورشید سیاه کودکی با مداد رنگی‌هایش در حال کشیدن نقاشی بود. درختان سرو سبز زیبایی کشید. در کنارش جوی آبی روان. آسمان را آبی کشید.

ادامه مطلب »
شعر

درددل

درددل گاهی که زندگی در گلویم گیر می‌کند و دستی نیست تا بر پشتم بزند، می‌دانم که باید گذشته تلخ سنگین را بالا آورم.  

ادامه مطلب »
توسعه‌ فردی

سایه

سایه داریم تا سایه همین که قصد تغییر می‌کنم تا از خودم منی دیگر بسازم، سایه‌ام سنگین می‌شود. با ذهنم خوب تبانی می‌کند. آفتاب هم

ادامه مطلب »
روزنگار

روز جهانی مادربزرگ

دلم خانه‌ی مادربزرگ می‌خواهد خانه‌ی پر از حالِ خوب گل‌های شمعدانی کنار حوض چه زیبا بود. شیطنت‌های کودکانه‌ی ما در حیاط باصفای آن، چه هیاهویی

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

زمان پا پس نمی‌کشد

زمان پا پس نمی‌کشد آرزو داشتم می‌توانستم زمان را برای خودم حفظ کنم. بگیرمش، ببویمش، و اندکی رو‌درروی هم به چشمانش خیره شوم، اما او

ادامه مطلب »

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه