خوب نباش، واقعی باش
خوب نباش. چون خوب بودن اغلب لباسی است که دیگران برایت دوختهاند تا اندازهشان شوی.
خوب بودن یعنی همیشه لبخند بزنی حتی وقتی دلت میخواهد گریه کنی.
یعنی همیشه کوتاه بیایی حتی وقتی حقی از تو ضایع شدهاست.
خوب بودن، خستهکننده است، چون باری سنگین از بایدها و نبایدها را روی دوش تو میگذارد که هیچوقت نمیتوانی زمین بگذاری.
خوب بودن اجرای نمایشی بیپایان است که تو در آن هم بازیگری، هم کارگردان و هم تماشاگری که از خستگی نمایش خودش به خواب رفته است.
اما واقعی باش.
حتی اگر این واقعی بودن، کمی زبر و ناخوشایند باشد.
واقعی بودن یعنی به جای ماسک آدم مهربان، خود سرکش و زندهات را نشان دهی.
واقعی بودن یعنی اجازه دهی گاهی عصبانی شوی، گاهی نه بگویی و گاهی دقیقاً همانجایی بایستی که قلبت میگوید، نه جایی که دیگران برایت تعیین کردهاند.
واقعی بودن، نفس کشیدن است.
چون وقتی واقعی هستی دیگر لازم نیست نگران حفظ ظاهر باشی.
آدمهای واقعی، شاید همیشه دوستداشتنی نباشند، اما همیشه بهیادماندنی هستند.
خودت باش، با تمام خراشها و زیباییهایش.
افسانه امامجمعه ۴۰۵/۶/۳۱




آخرین نظرات: