
امتحان روز
امتحان امروز: با یک تعریف، تاریکی را روشن کن تاریکی نمیتواند فقط نبود نور باشد. خودش یک نوع حضور است، حضوری پر از سکوت. حضوری

بوی گندم مال من
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو* بو، چیزیست میان ماده و خیال. نه کاملاً در جهان بیرون است و نه کاملاً در

به تنظیمات آدمها دست نزن
به تنظیمات آدمها دست نزن گاهی ما فکر میکنیم نقشمان در زندگی دیگران آپدیتکردن آنهاست. ما انسانها ظاهراً یک علاقهی عجیبی داریم که تا یکی

آبان خشک مظلوم
آبان خشک مظلوم آبان آمد، بیسروصدا با ابرهایی که بیشتر حالتِ آرشیو دارند تا بارش. کفشها تمیزند چترها خاک میخورند در انباری و صدای مجریان

از مرگ بنویس
وقتی دوریس دوموریه دعوت به نوشتن از مرگ میکند نمیدانم مرگ، پایان است یا آغاز. شاید نقطهایست در امتداد خطی بیانتها. او دشمن زندگی نیست،

هنر ظریف بیخیالی
هنر ظریف بیخیالی* گاهی بیش از حد آدم بودن تاوان سنگینی دارد. مثلاً وقتی همه با زیرکی از موقعیت خودشون یا از آب گلآلود، ماهی

شکستهها
یهجا خونده بودم که: آدمهای شکسته دو دستهان. اونهایی که یهویی از دست یه نفر افتادن، و اونهایی که یواشیواش از دست همه، تَرَک برداشتن.

صبر و انتظار
صبر بهتر است یا انتظار شاید بیشتر مشکلات ما از صبور نبودن ماست. بزرگترین اشتباه ما این است که گمان میکنیم صبر همان انتظار است.

یک معلم نمونه
یک معلم نمونه تلویزیون را که روشن میکنی، همهی اعتمادبهنفس نداشتهات شروع به پخششدن میکند. مجری با صدای رسا میگوید: «با این برنامه زندگیشما تغییر
آخرین نظرات: