جدیدترین مطالب
نوشته‌های من

چقدر منعطف‌ایم دیروز متن زیبایی در مورد انعطاف‌پذیری از یکی از دوستان خواندم که مرا به فکر فرو برد، چرا که خودم را در متن

ادامه مطلب »
روزنگار

تراژدی یک دگردیسی

تراژدی یک دگردیسی چند دقیقه‌ای بیشتر نبود که به خانه رسیده بودم. همه خریدهایم یک‌طرف و آن دمپایی‌روفرشی‌های زیبا و نرمی که مخمل شاهانه و

ادامه مطلب »
شعر

خانه‌ی شبانه

خانه‌ی شبانه در انتهای روز به‌ظاهر خانه آرام است، اما در هر گوشه‌ای از آن هنوز چیزی ادامه دارد. صندلی، حافظ خستگی‌هاست. وزن آدم‌ها را

ادامه مطلب »
روزنگار

کجا دخیل می‌بندی

کجا دخیل می‌بندی به انتهای بازار تجریش که می‌رسی چند قدمی آن طرف‌تر بارگاهی می‌بینی که مردم زیادی برای رازونیاز به آن پناه می‌برند. مردمی

ادامه مطلب »
مقالات

آلزایمر

آلزایمر آلزایمر بی‌رحم است. حافظه را می‌رباید. جاروت کینتز نویسنده امریکایی می‌گوید: آلزایمر باهوشترین دزد است. زیرا نه تنها از شما دزدی می‌کند بلکه آن

ادامه مطلب »
شعر

ویترین زندگی

ویترین زندگی کیف پوست‌ماری پشت ویترین ماری‌ست که روی شن‌های کویر می‌خزید. مرد سیگارش را روشن کرد چوب کبریت تازه از جنگل آمده بود. صندلی

ادامه مطلب »
روزنگار

بذری که اشتباه کاشته شد

بذری که اشتباه کاشته شد نمی‌دانم پسرک چه گفته یا کرده‌بود که وقتی از کنار آن‌ها گذشتم مادر به او گفت: “اگر کار بد بکنی،

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

سُک‌سُک یادت نره

سُک‌سُک یادت نره کوچه‌ها بوی خاکِ خیس می‌دادند. صدای خنده‌های کودکانه، از دیوارها بالا می‌رفت تا به آسمان برسد. ما، آن‌وقت‌ها پادشاهانی بودیم بی‌تاج و

ادامه مطلب »

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:
آرشیو ماهانه